تبليغاتX
Entertainment - نامی از هزار نام

Entertainment

نامی از هزار نام

 

ای شما !

ای تمام عاشقان ِ هر کجا !

از شما سوال می کنم :

نام یک نفر غریبه را

در شمار نامهایتان اضافه می کنید ؟

یک نفر که تا کنون

ردپای خویش را

لحن مبهم صدای خویش را

شاعر سروده های خویش را نمی شناخت

گرچه بارها و بارها

نام این هزار نام را

از زبان این و آن شنیده بود

یک نفر که تا همین دو روز پیش

منکر نیاز گنگ سنگ بود

گریه ی گیاه را نمی سرود

آه را نمی سرود

شعر شانه های بی پناه را

حرمت نگاه بی گناه را

و سکوت یک سلام

در میان راه را نمی سرود

نیمه های شب

نبض ماه را نمی گرفت

وزهای چارشنبه سعت چهار

بارها شماره های اشتباه را نمی گرفت

ای شما !

ای تمام نامهای هر کجا !

زیر سایبان دستهای خویش

جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟

این دل نجیب را

این لجوج دیر باور عجیب را

در میان خویش

راه می دهید ؟

+ نوشته شده در 1:47 PM توسط f |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

رفتار من عادی است


رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می بیند
از دور می گوید :
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانیهای ساده
و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام
این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
- از تو چه پنهان -
با سنگها آواز می خوانم
و قدر بعضی لحظه ها را خوبی می دانم
این روزها گاهی
از روز و ماه و سال ، از تقویم
از روزنامه بی خبر هستم
حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم
از جمله دیشب هم
دیگر تر از شبهای بی رحمانه دیگر بود :
من کاملا تعطیل بودم
اول نشستم خوب
جورابهایم را اتو کردم
تنها - خدود هفت فرسخ - در اتاقم راه رفتم
با کفشهایم گفتگو کردم
و بعد از آن هم
رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
و سطر سطر نامه ها را
دنبال آن افسانه ی موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
چیزی ندیدم
تنها یکی از نامه هایم
بوی غریب و مبهمی می داد
انگار
از لابه لای کاغذ تا خورده ی نامه
بوی تمام یاسهای آسمانی
احساس می شد
دیشب دوباره
بی تاب در بین درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جیبهایم را
از پاره های ابر پر کردم
جای شما خالی !
یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد
یک پاره از مهتاب خوردم
دیشب پس از چند سال فهمیدم
که رنگ چشمانم کمی میشی است
و بر خلاف سالها پیش
رنگ بنفش و اروغوانی را
از رنگ آبی دوست تر دارم
دیشب برای اولین بار
دیدم که نام کوچکم دیگر
چندان بزرگ و هیبت آور نیست
این روزها دیگر
تعداد موهای سفیدم را نمی دانم
گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم
گاهی
صد بار دیر یک وز می میرم
حتی
یک شاخه از محبوبه های شب
یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند
اما
غیر از همین حس ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و خوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است





نیایش


دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد هر قطره شود خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور شب ما را بکند روزن روزن
ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خور نیوشیدن تو
ما هسته پنهان تماشاییم
ز تجلی ابری کن بفرست که ببارد بر سر ما
باشد که به شوری بشکافیم باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم
ما جنگل انبوه دگرگونی
از آتش همرنگی صد اخگر برگیر برهم تاب بر هم پیچ
شلاقی کن و بزن بر تن ما
باشد که ز خکستر ما در ما جنگل یکرنگی بدر آرد سر
چشمان بسپردیم خوابی لانه گرفت
نم زن بر چهره ما
باشد که شکوفا گردد زنبق چشم و شود سیراب از تابش تو و فرو افتد
بینایی ره گم کرد
یاری کن و گره زن نگه ما و خودت با هم
باشد کهتراود در ما همه تو
ما چنگیم : هر تار از ما دردی سودایی
زخمه کن از آرامش نامیرا ما را بنواز
باشد که تهی گردیم کنده شویم از والا نت خاموشی
ایینه شدیم ترسیدیم از هر نقش
خود را در ما بفکن
باشد که فراگیرد هستی ما را و دگر نقشی ننشیند در ما
هر سو مرز هر سو نام
رشته کن از بی شکلی گذران از مروارید زمان و مکان
باشد که به هم پیوندد همه چیز باشد که نماند مرز نام
ای دور از دست ! پرتنهایی خسته است
که گاه شوری بوزان
باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش


و کاری جز دل آزاری ندارند
صفايی نيست ديگر آسمان را
پرستو! کم رها کن آشيان را
برو در خلوت خود ناله سر کن
پر و بالی بزن، در خود سفر کن
بگو ساقی، بگو با من کجايی؟
« مرا با توست چندين آشنايی »
بيا کن مست مست مست ما را
و در کار جنون پا بست ما را
دلی اندازه ی دريا به من ده
سری شوريده، بی پروا به من ده
من و عشق از ازل زاديم با هم
چنان شيرين و فرهاديم با هم
سرم افتاده در پای جنون باد
دلم با ياد خوبان غرق خون باد
بيا ساقی! شب، امشب يار من باش
چراغ ديده ی بيدار من باش
بگو! آن باده ی مرد افکنت کو؟
بگو! آن لطف های با منت کو؟



صفحه نخست
Email


link

کوچه گرد شهر ویرانی
HICHESTAN77
the darinaof the wicked
تنهایی و شب و سکوت
آهنگ های پاپ و رپ
بزرگ ترین وبلاگ کره ای
رونشناسی عشق و ازدواج
آویسا
روانشناسی عشق
مسافر تنها
DX
جدید ترین عکس های هنرمندان
طلای ناب
trash young
وادی عشق
بی بی کلا تا کمر پشت(یوسف)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته چهارم شهریور 1387

هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386


آرشیو موضوعی

جک لری
جک ترکی
جک قزوینی
اس ام اس عاشقانه
شعر
غضنفر
تصاویر عاشقانه
مطالب جالب
عشق چیست؟
گنجینه ای از سخنان بزرگان
اس ام اس خنده دار
جک رشتی
عکس های جالب
10 دروغی که زن ها به مردها میگویند
10 دروغی که مردها به زن ها میگویند
آسیب های فک و فامیل
طالع بینی خواب
قوانین مردونه که اگه خانم ها بخونن ابروی اقایون ..
راننده زن را چگونه بشناسیم
در حالی که دیگران
عکس هایی از امواج یخ زده(دیدنی ها)
روش های مختلف خودکشی(طنز)
تابلو راهنمایی و رانندگی
برخی از ایین های جشن سوری
سفره ی هفت سین
مرغ عشق
حرمت عشق
عشق یعنی
تورا بیشتر از همه دوست میدارم
مضرات امتحان
love
نسل سوخته
شعر عاشقانه
بازی احساسات ادمی
تا شقایق هست زندگی باید کرد
شقایق
اس ام اس عاشقانه2
عشق یعنی 2
چشم خسته
پنجره
همسفر من
تقدیم به بهترینم
عاشقان تنها هستند
زندگی
یا صاحب الزمان ادرکنی
شهر رمضان
در قیر شب
و روز................
دست در گریبان عصا
دلتنگ
غروب
دود
دل رو با خودت ببر



    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin