|
نامی از هزار نام ای شما ! ای تمام عاشقان ِ هر کجا ! از شما سوال می کنم : نام یک نفر غریبه را در شمار نامهایتان اضافه می کنید ؟ یک نفر که تا کنون ردپای خویش را لحن مبهم صدای خویش را شاعر سروده های خویش را نمی شناخت گرچه بارها و بارها نام این هزار نام را از زبان این و آن شنیده بود یک نفر که تا همین دو روز پیش منکر نیاز گنگ سنگ بود گریه ی گیاه را نمی سرود آه را نمی سرود شعر شانه های بی پناه را حرمت نگاه بی گناه را و سکوت یک سلام در میان راه را نمی سرود نیمه های شب نبض ماه را نمی گرفت وزهای چارشنبه سعت چهار بارها شماره های اشتباه را نمی گرفت ای شما ! ای تمام نامهای هر کجا ! زیر سایبان دستهای خویش جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟ این دل نجیب را این لجوج دیر باور عجیب را در میان خویش راه می دهید ؟ + نوشته شده در 1:47 PM توسط f |
|
| ||||||