|
شقایق و دار میزنن یه وقتا گیتار میزنن رو باور مشکی پوشا نعره انکار میزنن کنار هر غریبه ای مشت مارو وا میکنن راست و حسینی شو بگم بد جور با ما تا میکنن قصه های قدیمی رو میخونن از بر میکنن نوبت ما که میرسه خوب چشارو تر میکنن یه وقتا بارونی میشن قناری ها رو آب میدن با همه مهربون میشن ولی منو عذاب میدن این همه شعر و دکلمه رو قلبشون اثر نذاشت ترانه خون شهر ما راهی بجز سفر نداشت دلم گرفته از همه ولی حساب تو جداست شعر تو مثل شعر من حرف دل یه بی گناست هرچی دلت میخواد بخون میخوای بمون میخوای نمون فقط همیشه ی خدا مشکی رو رنگ عشق بدون محض دل شقایقا تو مشکی رو تنها نذار رو هرچی میخوای پا بذار ولی رو حرفت پا نذار + نوشته شده در 2:25 PM توسط f |
|
| ||||||