|
عشق عشق یعنی با جهان بیگانگیعشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم ترعشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدنعشق یعنی مست و بی پروا شدنعشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختنعشق یعنی انتظار و انتظارعشق یعنی هر چه بینی عکس یارعشق یعنی دیده بر در دوختنعشق یعنی در فراقش سوختنعشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب نابعشق یعنی: قطره دریا شدن. + نوشته شده در 2:26 PM توسط f |
شاید آن روز که سهراب نوش تا خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید این طور نوشت: هر گلی باشی چه شقایق چه گل پیچک و خار
زندگی باید کرد. + نوشته شده در 2:25 PM توسط f |
شقایق و دار میزنن یه وقتا گیتار میزنن رو باور مشکی پوشا نعره انکار میزنن کنار هر غریبه ای مشت مارو وا میکنن راست و حسینی شو بگم بد جور با ما تا میکنن قصه های قدیمی رو میخونن از بر میکنن نوبت ما که میرسه خوب چشارو تر میکنن یه وقتا بارونی میشن قناری ها رو آب میدن با همه مهربون میشن ولی منو عذاب میدن این همه شعر و دکلمه رو قلبشون اثر نذاشت ترانه خون شهر ما راهی بجز سفر نداشت دلم گرفته از همه ولی حساب تو جداست شعر تو مثل شعر من حرف دل یه بی گناست هرچی دلت میخواد بخون میخوای بمون میخوای نمون فقط همیشه ی خدا مشکی رو رنگ عشق بدون محض دل شقایقا تو مشکی رو تنها نذار رو هرچی میخوای پا بذار ولی رو حرفت پا نذار + نوشته شده در 2:25 PM توسط f |
دو تا چشم خسته تو تو نگاه من نشسته میگه پلکاتو نبندی دل من دل به تو بسته میگه مثل یه پرنده توی دست باد اسیرم پرپروازمو بستن دیگه از آدما سیرم دیگه بارون از دل من سراغ کی و بگیره حتی اون هوای ابری داره تو نگام میمیره زیر سقف تنگ دنیا توی تنهایی اسیرم کمکم کن تا رها شم توی این قفس نمیرم کمک کن تا دوباره برسم به اوج خواستن نمیگم خدانگهدار نمیشو رفیق رفتن حالا پلکاتو ببند و یه بار اسممو صدا کن میدونم سخته ولی تو منو از غصه رها کن + نوشته شده در 2:20 PM توسط f |
|
| ||||||